»»

آدرس کانال مرودشت
اینستای سایت
مرودشت نا در آپارات
پاتوق فعالان فضای مجازی
وبلاگ
عضویت در خبرنامه
چاپ دانلود ارسال
یادداشت/کهن

نامه ای به خدا

۲۵ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۳:۱۵ کد مطلب: 6764

چند روزیست که زمینت نامهربان گشته، خشمگین و دیوانه وار چنان گهواره اش را به تندی تکاند که خواب را از دیدگان مردمانم ربود و آنان را در میان انبوه آوارها، پریشان و بی قرار رها کرد

نامه ای به خدا

به گزارش سایت خبری مرودشت نا، یکی از بانوان بسیجی مرودشت در خصوص زلزله کرمانشاه دست به قلم شد و دلنوشته ای منتشر کرد ک متن آن بدین شرح است:

نامه ای به خدا

خدای مهربانم سلام

ازمیان کهکشان راه شیری، از سیاره زیبای زمین و از سرزمین آزاده و بابرکتی به نام ایران برایت نامه می نویسم، می دانم که مرا بهتر از خودم می شناسی چرا که همواره مواظبم بوده و هستی.

کریما:

چند روزیست که زمینت نامهربان گشته، خشمگین و دیوانه وار چنان گهواره اش را به تندی تکاند که خواب را از دیدگان مردمانم ربود و آنان را در میان انبوه آوارها، پریشان و بی قرار رها کرد، چنان همهمه ای هولناک و باورنکردنی در سرزمین آرام و آبادم به پا نمود که با هیچ قلم و زبان شیوایی نمی توان آنچه را که به وقوع پیوسته شرح دهد.

 گویی آسمان و زمین بامردم مظلوم و بی گناهم قهر کرده اند، همه و همه دست به دست هم داده اند تا مردمان دلاورم مظلومانه روزهای تلخ و آزاردهنده ای را سپری کنند.

زمین بی تابانه لرزید و هوا چنان بی رحمانه سرمای جانسوزش را به مردمان بی پناهم تحمیل کرد که گویی مهر و عطوفت بهاریش را در میان لرزش زمین به باد فراموشی سپرده است.

ناگهان همه چیز دگرگون شد محشری عظیم بوقوع پیوست، صدای لالایی دلخراش مرگ صدها نفر را به خوابی ابدی فرو برد، صدها نفر زخمی، آواره و تنها، همچنان در شوک این حادثه تلخ به امید یاری و مهربانی های تو چشم دوخته اندتا یاریشان کنی و نگذاری این داغ عظیم دلتنگ و بی قرارشان کند.

معبودا:

کودکان بازیگوش و معصومم هنوز شور واشتیاق بازی کودکانه در سر داشتند اما بازی شوم روزگار بی رحمانه مانع بازی شیرین و کودکانه شان شد، مادران رنج دیده ام بدور از دغدغه های روزمره و نگرانی های مادرانه شان اکنون آرام و بی خیال آسوده اند، شیرمردان غیور سرزمینم دیگر از هرآنچه که نام دل مشغولی دنیا و زندگی به خود گرفته فارغ شده اند و آرام در میان بی قراری زمین به آرامش ابدی دست یافتند، آری به لطف تو آنان در آرامش اند اما برای من و امثال من دردناکست که بگویم دست قدرتمند تقدیر همه این عزیزانم را در میان غربت غریبانه خویش، راهی دیار باقی نمود و به ضیافت باشکوه و رویایی تو فرا خواند، مهمانان ناخوانده ای که در بارگاه ملکوتی ات ارج و قربی والا و جایگاهی رفیع دارند.

غفورا:

نمی دانم تقدیر تو در چیست، زمین مهربانت به ناگاه بر مردم سرزمینم خشم می گیرد و خشمگینانه هربار گوشه ای از دیار پهناورم را چنین نامهربانه در هم می کوبد، منجیل، بم، بستک و اینک کرمانشاه و مناطق غربی کشورم، زادگاه شیرزنان و مردان غیوری که تاریخ شاهد خلق حماسه های ناب و ستودنی آنهاست، اما دست تقدیر باز آنان را به مبارزه ای ظالمان و طاقت فرسا طلبید تا نگاه وحشت زده و هراسان مردمانش از گرمای یاری هموطنانش جانی تازه گیرد.

رحیما:

می گویند کرمانشاه ویران وزلزله زده ام را سرمایی سوزان در بر گرفته اما تو خود شاهدی که سیل حامیان و یاری دوستدارانش هرچند کوچک سوز این سرما و مصیبت حانسوز را به گرمایی امید بخش مبدل خواهد ساخت، ویرانه ها آباد می گردد و باز رود زندگی بی وقفه جریان می یابد.

الها:

 گرچه داغ عزیزان را التیامی جز صبر و عنایت تو نیست اما تو خود می دانی که مردم بردبار سرزمین زیبای من چه قدرتمندانه الفبای صبوری را معنایی ناب و ستودنی می بخشند معنایی از جنس اتحاد و من بی شک یقین دارم هرکجا باشم ایرانیم و این بار قلب تپنده سرزمین آزادم در میان آوارهای کرمانشاه می تپد جایی که قلب صدها نفر از تپش افتاد اما از لابه لای همین ویرانه ها نوزادی زیبا پای به عرصه گیتی نهاد تا به من بیاموزد که زندگی با تمام تلخی و شیرینی هایش هنوز ادامه دارد.

تقدیم به مردم حماسه ساز سرزمین همیشه در یادم

نویسنده: کهن




ارسال نظر
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با مرودشت نا در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.
2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.
3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.
نام

ایمیل شما
نظــر


آخرین عناوین

آرشیو

پربازدیدترین

آرشیو